على رفيعى
170
تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)
خستگى ناپذيرى در روايات گزارشگر زندگى امامان داشتهاند ، آمده است . آنان كسانى از ياران ائمّه را با عنوان « صاحب سرّ » يا « باب » يا « وكيل » معرفى كردهاند . ابن شهر آشوب ، محدّث و رجالى برجستهء شيعه در شرح حال چند نفر از پيشوايان ، كسى را به عنوان « باب » آن امام معرفى مىكند . مثلًا در شرح حال امام سجّاد ( ع ) مىنويسد : « وَ كانَ بابُهُ يَحْيَى بْنُ امِّ الطَّويلِ الْمُطْعِمى » و در حالات امام باقر ( ع ) : « وَ بابُهُ جابِرُ بْنُ يَزيدُ الجُعْفى » و در بخش زندگى امام صادق ( ع ) : « وَ بابُهُ مُحَمَّدُ بْنُ سِنان » « 1 » در برخى منابع رجالى امام صادق ( ع ) از زراره ، بُرَيْد ، محمد بن مسلم و ابوبصير به « مُسْتَودَعُ سِرى » ( امانتدار راز من ) تعبير كرده « 2 » و در بعضى منابع حديثى درباره ( معلى بن خنيس » از قول امام صادق ( ع ) تعبير به « قَيِّم » و اختيار دار اموال و خانواده او شده كه تعبير ديگر « وكيل » است . اين سه تعبير : « در » ، « كارگزار » و « راز دار » نمايشگر يك دستگاه پنهان در زندگى امامان است كه در ماوراى زندگى ظاهرى آنان و يا در دل همين فعّاليّتها وجود داشته است . اندك تأمّل در مفهوم اين واژهها اين حقيقت را اثبات مىكند . « راز دار » يا « امانتدار راز » : تا « رازى » وجود نداشته باشد « راز دار » ى هم معنا پيدا نمىكند ، اين راز در زندگى امامان شيعه چيست كه همه ياران و معتقدان به امام را شايستگى يا قدرت تحمل آن نيست و تنها كسانى معدود و انگشت شمار ، لياقت و صلاحيّت تحمل آن را پيدا كرده و به شرف « راز دارى » نائل آمدهاند . اين راز بسيار مهمّ كه در صورت بر ملا شدنش ، جمع شيعه و خود امام را خطرى بزرگ تهديد مىكند ، آيا مربوط به معارف شيعى است ؟ و يا تفسيرى است كه شيعه از اسلام مىكند و نگرش خاصّى كه از فقه و احكام شرع ارائه مىدهد ؟ در اينكه اين معارف در دوران اختناق اموى و عباسى ضرورت داشت با تدبير و كاردانى اظهار و عرضه شود تا نااهلان را بدان راهى نباشد ، حرفى نيست ؛ ولى با اين
--> ( 1 ) - ر . ك : مناقب ، ج 4 ، ص 176 ، 211 و 218 . ( 2 ) - ر . ك : رجال كشى ، ج 1 ، ص 348 - 349 .